تبليغاتX
سنگ و شیشه
سنگ و شیشه



غرور

موج اول، همچو کوهی می نمود،

نعره زن، می آمد و ره می گشود

پا به ساحل کوفت، یعنی : " این منم، کز غریوی چرخ بر هم می زنم!"

موج دوم در پی اش بالید زود، موج اول را ز میدان در ربود!

خواست تا آرد خروشی بر زبان، موج سوم باز بر بستش دهان!

موج چارم موج سوم را شکست، تا به جای خود نشست آن خودپرست!

این جهان دریا و موج اند این بشر

رهسپاران در قفای یکدگر

موج من گفتم، نه موجی، شبنمی!

سر به سر عمرت در این عالم دمی.

شب نشسته، صبحدم برخاسته، می برندت زین جهان نا خواسته!

این نفس دریاب با یک هم نفس، تا که آن موجت نفرموده است بس!

این نفس فردا نمی آید به دست

پس به شادی بگذرانش تا که هست

پنجشنبه 6 فروردین1388 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

مفهوم زندگی را بفهمیم...

مردم اغلب غیر منطقی، خود محور و متعصب هستند.              

 در هر حال آنها را ببخش.

اگر مهربان باشی، مردم تو را متهم می کنند که پشت این مهربانی ها هدف های خود خواهانه پنهان شده است.

در هر حال مهربان باش.

اگر موفق شوی، دوستان دروغین و دشمنان واقعی بدست خواهی آورد.

در هر حال موفق شو.

اگر صادق و صریح باشی، ممکن است تو را فریب دهند.

در هر حال صادق و صریح باش.

چیزی را که برای ساختنش سالها تلاش کرده ای می توانند در یک شب نابود کنند،

در هر حال تو بساز.

اگر آرامش و خوشبختی را بیابی مورد حسد واقع می شوی.

در هر حال به دنبال خوشبختی باش.

کار خوب امروز تو را اغلب افراد فردا فراموش می کنند.

در هر حال تو کار خوبت را انجام بده.

بهترین هایت را به دنیا بده و این ممکن است هرگز کافی نباشد.

در هر حال تو بهترین هایت را به دنیا بده.

می دونی ... در آخر، هر چی بوده بین تو و خداست.

در هر حال هیچ کدام بین تو و آنها نبوده.

پنجشنبه 6 فروردین1388 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

...

 

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

                              

                                           امتحان ریشه هاست.

شنبه 24 اسفند1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

من برگشتم

If some days your dignity came down don't give up hope
 because the sun every evening sets to rise tomarrow's morning.
 
اگر روزگاری ، شأن و مقامت پائين آمد نا اميد مشو ،
 
 
زيرا آفتاب هر روز هنگام غروب پائين ميرود تا بامداد روز ديگر بالا بيايد

جمعه 4 بهمن1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

سلامی به گرمی زمستان

سلام به وبگردهای خوب و عزیز.امیدوارم حال همتون خوب باشه.اینکه نمی تونم زود به زود آپ کنم به خاطر اینه که الان تو مسافرتم.الان تو استان سفید پوش لرستان هستم پیش دوست عزیزم حمید خان.بعد قراره با هم بریم همدان یا شیراز از اون جا هم اصفهان و تهران و شمال و ... امیدوارم همتون شاد و خوشحال باشید.

سه شنبه 24 دی1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

نمی دانم

دیروز شیطان را دیدم .در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود و فریب می فروخت.مردم دورش جمع شده بودند و هیاهو می کردند و هول می زدند.و بیشتر می خواستند ببرند. توی بساطش همه چیز بود.
 
غرور٬ حرص٬ دروغ٬ خیانت٬ جاه طلبی و... هرکس چیزی می خرید.و در ازایش چیزی می داد.بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی ها پاره ای از روحشان را بعضی ها ایمانشان را می دادند و عده ای هم آزادگیشان.
شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.
حالش را به هم میزد.دلش می خواست همه نفرتش را توی صورتش تف کند انگار ذهنش را خوانده بود.
 
مودبانه خندید و گفت٬ من با کسی کاری ندارم٬ فقط گوشه ای بساطم را پهن کردم و آرام نجوا می کنم و کسی را مجبور نمی کنم چیزی از من بخرد.
 می بینی! آدمها خودشون دور من جمع شده اند.
 
جوابش را نداد.آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت
البته تو با اینها فرق می کنی.
تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد.
اینها ساده اند و گرسنه جای هر چیزی فریب می خورند.
از شیطان بدش آمد.
 اما حرفهایش شیرین بود.گذاشت که حرفهایش را بزند.و او هی می گفت و گفت گفت٬
ساعتها کنار بساطش نشست تا این که چشمش به جعبه ی عبادت افتاد.
که لابه لای چیزهای دیگر بود.دور از چشمهای شیطان آن را برداشت
و توی جیبش گذاشت٬ با خود گفت بگذار یک بار هم که شده از شیطان چیزی بدزدم.بگذاریک بار هم فریب بخورد.
 
به خانه آمد و در جعبه عبادت را باز کرد توی آن اما جز غرور چیزی نبود جعبه عبادت از دستش افتاد و غرور در اتاق ریخت.فریب خورده بود فریب.
دستش را روی قلبش گذاشت! فهمید که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته. تمام راه را دوید.
لعنتش کرد.
می خواست یقه نامردش را بگیرد عبادت دروغیش را توی سرش بکوبد
و قلبش را پس بگیرد.
به میدان رسید.
اما نبود. آن وقت نشست و های های گریه کرد.اشکهایش تمام شد.
بلند شد تا بی دلی اش را با خود ببرد که صدایی شنید.
صدای قلبی را و همان جا بی اختیار به سجده افتاد و زمین را بوسید
به شکرانه قلبی که پیدا شده بود.

چهارشنبه 4 دی1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

You are the only STAR in my Life Sky...

تو تنها ستاره

                     آسمان زندگی من هستی...

جمعه 29 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

آسانسور

 

آن شنیدم که یکی مرد دهاتی، هوس دیدن تهران سرش افتاد و پس از مدت بسیار مدیدی و تقلای شدیدی به کف آورد زر و سیمی و رو کرد به تهران خوش و خندان و غزلخوان ز سر شوق و شعف گرم تماشای عمارات شد و کرد به هر کوی گذرها و به هر سوی نظرها و به تحسین و تعجب نگران گشته به هر کوچه و بازار و خیابان و دکانی.
در خیابان به بنائی که بسی مرتفع و عالی و زیبا و نکو بود و مجلل نظر افکند و شد از دیدن آن خرم و خرسند و بزد یک دو سه لبخند و جلو آمد ومشغول تماشا شد و یک مرتبه افتاد دو چشمش به آسانسور ولی البته نبود آدم دل ساده که آن چیست؟ برای چه شده ساخته یا بهر چه کار است؟ فقط کرد بسویش نظرو چشم بدان دوخت زمانی.
ناگهان دید زنی پیر جلو آمد و آورد بر آن دگمه پهلوی آسانسور به سر انگشت فشاری و به یکباره چراغی بدرخشید و دری وا شد و پیدا شد از آن پشت اتاقی و زن پیر وزبون داخل آن گشت و درش نیز فروبست. دهاتی که همانطور به آن صحنه جالب نگران بود ز نو دید دگر باره همان در به همان جای زهم وا شد واین مرتبه یک خانم زیبا و پری چهره برون آمد از آن. مردک بیچاره به یکباره دچار تعجب شد وحیرت چو به رخسار زن تازه جوان خیره شد و دید که در چهره اش از پیری و زشتی ابداً نیست نشانی.
پیش خود گفت : که ما در توی ده اینهمه افسانه جادوگری و سحر شنیدیم ولی هیچ ندیدیم به چشم خودمان همچه فسونکاری و جادو که در این شهر نمایند و بدین سان به سهولت سر یک ربع زنی پیر مبدل به زن تازه جوانی شود افسوس کزین پیش نبودم من درویش از این کار خبر دار که آرم زن فرتوت و سیه چرده خود نیز به همراه در اینجا که شود باز جوان آن زن بیچاره و من هم سر پیری برم از دیدن او لذت و با او به ده خویش چو برگردم وزین واقعه یابند خبر اهل ده ما، همه ده را بگذارند که در شهر بیارند زن خویش چو دانند به شهر است اتاقی که درونش چو رود پیر زنی زشت، برون آید از آن خانم زیبای جوانی

پنجشنبه 28 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

آدم با ارزشی هستیم

 

سخنران معروفي در مجلسی چند صد نفري ، یک اسکناس پنج هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟   (ادامش جالبتره)


ادامش قشنگتره

پنجشنبه 28 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

خدایا چرا من؟

درسی که آرتوراشي به دنیا داد

(Arthur Ashe) آرتوراشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون ‎آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت كرد به بيماري ايدز مبتلا شد (ادامش رو بخونید)


ادامش قشنگتره

پنجشنبه 28 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

مخ زنی

 

سلام.

امیدوارم حالتون خوب باشه.اولش وقتی که این وبلاگ رو درست کردم نمی خواستم از خودم چیزی بنویسم ولی دیدم، نمیشه که اعصاب وبگردارو راحت گذاشت واسه همین از امروز تصمیم گرفتم با شما صحبت کنم.پس منتظر نوشته ها و عکسای خودم و دوستام باشید.راستی این وبلاگ قصد داشت که در مورد مطالب نقشه برداری باشه اما...، واسه همین هر چند وقت یه بار چیزایی براتون می ذارم شاید خوشتون بیاد.(آخه من نقشه بردارم)

چهارشنبه 6 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

نامه ای از چارلی چاپلین به دخترش

 

...ژرالدین (دخترم) نیمه شب، هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می آیی، آن تعیین کننده های ثروتمند را یکسره فراموش کن، اما حالِ آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند بپرس، حالِ زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت، چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار.به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام فقط این نوع خرج های تو را بی چون و چرا قبول کند، اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی. (ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

چهارشنبه 6 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

سخنان ارزشمند

 

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی.پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که میشکنه دنیایِ خودته...

خیلی دردناکه وقتی ببینی آهویی اسیر پنجه های یه ببره، ولی از اون دردناکتر اینه که ببینی ببری اسیرِ چشمهایِ یه آهوِ.

در عشق مثل خورشید باش، در مهربانی مثل باران و در صداقت مثل چشمه. 

عشق یعنی لحظه های التهاب، عشق یعنی لحظه های ناب ناب، عشق یعنی همچو من شیدا شدن، عشق یعنی قطره و دریا شدن، عشق یعنی دیده بر در دوختن، عشق یعنی در فراقش سوختن.

هنوز خیلی مونده برو ادامه مطلب


ادامش قشنگتره

چهارشنبه 6 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

جملات قصار انگلیسی

 

ME : How long is 1 million year for u?

GOD : About 1 minute.

ME : How much 1 million for u?

GOD : 1 peny

ME : So, would u give me 1 peny?

GOD : Ok, wait a minute!

 

چهارشنبه 6 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

صندلهای ژوزف (یوسف)

 

در زمان های خیلی دور، سالهای بسیار قبل طوری که ما دیگر تاریخ دقیق آن را فراموش کرده ایم، پسر بچه کوچک هفت ساله ای به نام ژوزف (یوسف) در روستای کوچکی در جنوب برزیل زندگی می کرد. او وقتی خیلی خیلی کوچک بود خانواده اش را از دست داد و توسط خالة خسیسش که هیچ چیز برای خواهر زاده اش خرج نمی کرد، اگر چه پول زیادی داشت، به فرزندی قبول شد. ژوزف (یوسف)، هیچوقت معنای عشق را نفهمیده بود، تصور می کرد که این همان چیزیست که در زندگی هست بنابراین اصلاً آزارش نمی داد.(ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

چهارشنبه 6 آذر1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

غذای روح

 

... به یاد داشته باش که هیچ چیز و هیچ کس در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند. (چارلی چاپلین)

از میانِ کسانی که برای دعایِ باران به تپه می روند، تنها کسانی که با خود چتری به همراه می آورند، به کارِ خود ایمان دارند. (چخوف)

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال، بنگر که چگونه می افتی؟چون برگی زرد یا سیبی سرخ؟ (کنفسیوس)(ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

یکشنبه 26 آبان1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

راهنمای لایکا1 TC407

 

وقتي شما با تمام تجهيزات در محل نقشه برداري حاضر هستيد، ايده خوبي است که در محل نقشه برداري گشت زده و محل هاي مناسب براي ايستگاه هاي   نقشه برداري را مشخص کنيد.اين نکته را در نظر داشته باشيد  که شما براي هر نقطه اي که بايد برداشت شود، نياز به يک خط ديد واضح از توتال استيشن به تارگت منشوري که، بر روي دسته منشور نصب شده، داريد.اکنون بهترين زمان براي انجام تنظيمات نهايي برنامه نقشه برداري و تهيه کروکي در دفترچه ميداني از محلي که بايد نقشه برداري شود است و همچنين اطمينان از توجيه افراد از آنچه در حال وقوع است.پس از به تصويب رسيدن يک برنامه براي عمليات نقشه برداري، شما براي توجيه دستگاه روي اولين ايستگاه و شروع نقشه برداري آماده هستيد.(ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

یکشنبه 26 آبان1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

راهنمای لایکا2 TC407

 

نقشه برداري ”از- بيلت“ جايي كه ساختمان ها و عوارض موجود، نسبت به يک خط مبنا برداشت شده اند تا يک سايت پلان (نقشه ي منطقه) يا يک از- بيلت پلان (نقشه از- بيلت) را خلق کنند، کاربرد دارد.

TC407، برنامه ي مفيدي را براي چنين کاربردي فراهم کرده، که به آن برنامه ي ساختماني گفته مي شود.اين برنامه به شما اجازه مي دهد که برروي يک ايستگاه مستقر شويد، بوسيله توتال استيشن يک خط مبنا را تعريف کنيد، و تمامي مشاهدات خود را از روي آن نقطه برداشت کنيد.سپس توتال استيشن مختصات نقاط برداشت شده را نسبت به خط مبناي تثبيت شده مي دهد. (توتال استيشن) به جاي مختصات شمالي و شرقي، مختصات را به صورت ΔLin و ΔOff براي فاصله هاي پايين خط مبنا و فاصله هاي عمودي بالاي خط مبنا نمايش مي دهد.(ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

یکشنبه 26 آبان1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

GPS چیست؟

سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) یک سیستم ناوبری ماهواره ای است که از 24 ماهواره که توسط وزارت دفاع آمریکا در مدار قرار گرفته اند تشکیل شده است.GPS در ابتدا برای مقاصد نظامی طراحی شده بود، اما در سال 1980، دولت این سیستم را برای استفاده های شخصی در دسترس عموم قرار داد.GPS در هر شرایط آب و هوایی، هر جا از جهان و 24 ساعت از شبانه روز قابل استفاده است.برای استفاده از GPS هیچ نوع حق اشتراک یا حق شارژ لازم نیست.(ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

یکشنبه 26 آبان1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |

توتال استیشن

توتال استيشن يك دستگاه نوری است که در نقشه برداری مدرن برای برداشت مشاهدات محل وقوع حادثه توسط اداره پليس، بازجويان محل جنايت، کسانی که به طور آزاد صحنه جنايت را باسازی می کنند و شرکتهای بيمه مورد استفاده قرار می گيرد.توتال استيشن ترکيبی از تئودوليت الکترونيکی (transit)، فاصله یاب الکترونيکی (EDM) و نرم افزار قابل اجرا در يک کامپيوتر خارجی است.(ادامه در ادامه مطلب)


ادامش قشنگتره

یکشنبه 26 آبان1387 از طرف دوستتون Taher.Y.Gh |



پندهای بزرگان
درباره خودم و نقشه برداری

taher.y.gh@gmail.com

RSS 2.0
http://www.webloger.5u.com-->

Design By Parstheme